شاید قلل سربه فلک کشیده کبیر کوه و دینار کوه در زمانی دور شاهد حضور ابر مردی از خاندان پاک رسول الله (ص) و بزرگ زاهدی چون سید صلاح الدین محمد(ع) بوده است و اکنون زبان ناگویای اینان و گذر زمان باعث گمنامی و بی نشان ماندن ایشان شده و غبار ،تاریخ کهن این مرز و بوم را پوشانیده است.


متن کامل در ادامه مطلب ...

 

لینک دانلود :

http://abdanannews.blogfa.com/post-1635.aspx

لینک ثابت
رعایت حرمت سادات

........................

برگرفته از کتاب کرامات امامزاده سید صلاح الدین محمد آبدانان 

............................................................................


آقای سید اسماعیل شفیعی می گوید :

در زمان های گذشته شخص قلدر و زورگویی در همسایگی ما زندگی میکرد که نسبت به سادات برخورد ناشایستی داشت و با کوچکترین بهانه ای به سادات فحش و ناسزا می گفت و چون با حکومت مرکزی آن دوران ارتباط تنگاتنگی داشت همه از حرف او حساب میبردند .

تا اینکه روزی یک زنجیر مخصوص بستن چهارپایان از او گم شد و با توجه به کینه ای که نسبت به سادات داشت به بنده مظنون شد ومن را به دزدیدن آن زنجیر متهم کرد .

بنده هر چه گفتم دزد نیستم و از زنجیر شما خبر ندارم وی قبول نکرد ، لذا برای حفظ آبروی خود و جلوگیری از تهمت های این شخص زورگو و بی منطق به او گفتم : حاضرم یک زنجیر برایت بخرم و تو هم دیگر به بنده اتهام نزن و زنجیرت را بگیر و ببر !

اما این شخص بازهم قبول نکرد و میگفت : من زنجیر خودم را میخواهم! در حالی که مشخص بود هدف اصلی وی بردن آبروی بنده در آن محل بود، با توجه به کینه ای که قبلن از وی دیده بودم اللخصوص نسبت به سادات ، در نهایت به او گفتم : تو که به هیچ چیز جزء ریختن آبروی من قانع نمی شوی ! پس من شکایت تو را به جدم " امامزاده سید صلاح الدین محمد (ع) " میبرم .

به خدا سوگند چهار روز از این ماجرا نگذشته بود که آن شخص قلدور که با آبروی من بازی کرده بود دچار مصیبت بزرگی شد و صدق عرایض من نسبت به دزدی زنجیر برایش آشکار شد و این چنین بود که رو به مرقد مطهر جدم کردم و از وی بابت اثبات بی گناهیم و همچنین مجازات توهین های آن شخص زروگو تشکر کردم .


لینک ثابت

عاقبت اهانت به سادات:

 

آقای حاج سید میر حسین عبدالهی  در خصوص کرامتی از کرامات جد بزرگوارش می گوید :

" مرحوم سید طاهر میرانی از بزرگان سادات برایم نقل کرد که در دوره ای که خان ها بر مردم حکومت میکردند از طرف یکی از خان های معروف آن زمان ، به شش نفر از سادات دستور داده شد که اسباب و اثاثیه او را از جایی به جایی دیگر منتقل کنند.

سادات محترم با توجه به مسئله ارباب و رعیتی ، وظیفه محوله را انجام میدهند ، بعد از اتمام کار  خان دوباره دستور میدهد برای روشن کردن آتش مقداری هیزم فراهم کنند.

آنان به ناچار این کار را نیز انجام دادند ، "خان" وقتی چشمش به آن همه هیزم می افتد با توجه به خوی بد و غرور و قدرتی که داشت سادات را به باد استهزا و تمسخر میگیرد، سادات از سخنان و رفتار خان به شدت ناراحت و هرچند موقع نهار بود اما با حالت قهر راهی خانه خود می شوند .

یکی از نزدیکان خان مانع رفتن سادات می شود و میگوید : تا شما سادات بزرگوار غذا یتان را نخورید من یکی نمی گذارم با توجه به رفتار زشت خان شما غذا نخورده بروید .

سادات نیز به ناچار و در جواب محبت آن شخص نزدیک به خان غذا میخورند و از آنجا می روند ، در حالیکه از توهین ها و رفتار زشت خان ناراحت  هستند وارد حرم جد بزرگوارشان" امامزاده سید صلاح الدین محمد ( ع) " می شوند و از او میخواهند که جواب توهین و رفتار زشت خان را بدهد .

مرحوم سید طاهر میرانی گفت : به خدا قسم ، چند روز نگذشت که خان مورد غضب حکومت مرکزی قرار گرفت و ضمن اینکه تمام املاکش ضبط شد، خودش نیز به زندان افتاد و در همان منطقه بعد از چند سال با خفت و خواری مرد .


لینک ثابت


روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفابخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني است، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر بوده و در تذهيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمره پگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد.

 

روزه يکي از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازياي بر روي بشر بگشايد و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد.....

متن کامل در ادامه ی مطلب ...

لینک معرفی امامزاده سید صلاح الدین محمد شهرستان آبدانان در

سایت اداره کل اوقاف و امور خیریه استان ایلام



لطفا اینجا کلیک کنید

لینک ثابت

عنایت ویژه حضرت زهرا  (س)

 

خوب به یاد دارم محرم 1381 ه .ش  شب شام غریبان سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) را ، درآن شب عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت با سوز و گداز خاصی در حرم مطهر امامزاده سید صلاح الدین محمد(ع) به عزاداری و نوحه سرایی پرداختند ، جمع با صفا و معنویی بود و برادارن و خواهران هر کدام  در فضای معنوی امامزاده در حال سوگواری بودند ، مراسم تمام شده بود و من سر به سجده گذاشتم و در همان حالت به خواب فرو رفتم  ، در عالم رویا دیدم که جمعیت کثیری برای زیارت به حرم مطهر در حال مشرف شدن بودند و ضمن زیارت ضریح مطهر امامزاده به سمتی خاصی از حرم  می رفتند کنجکاو شدم که این جمعیت به کجا میروند ؟ نا گهان نوری بسیار قوی و خیره کننده توجهم را جلب کرد نا خودآگاه به سمت آن نور حرکت کردم بعضی از زائرین نزدیک و بعضی نیز از فاصله ای دورتر به دور آن نور حلقه زده بودند ، کمی جلوتر رفته و بانویی زیبا و مجلله ای را روئیت کردم  ، نزدیک تر رفتم و به لطف خداوند در عالم خواب سعادت بوسیدن دستانش نصیبم گردید خیلی ذوق زده و تحت تاثیر قرار گرفته بودم و از طرفی می خواستم بدانم این بانو کیست و این جمعیت چرا به دورش حلقه زده اند  ؟

در عالم خواب از آن بانو پرسیدم : ای بانوی من شما که هستید؟

فرمود : من فاطمه زهرا (س) هستم

و فهمیدم به قصد زیارت فرزندش سید صلاح الدین محمد (ع) و سپاسگزاری از عزاداران فرزند و پاره تنش امام حسین (ع) به مرقد مطهر امامزاده سید صلاح الدین محمد (ع) تشریف آورده اند .

( روایت خواهر سیده : م.باقری فرزند سید محمد رضا ، به نقل از خواهر اعظم السادات کرمی کارمند اداره آموزش و پرورش شهرستان آبدانان)

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " امامزاده سید صلاح الدین محمد " برای " سید " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم